تبلیغات
 رآی  ما میر حسین
این -» چند -» نفر - دو فرشته .....
سه شنبه 18 تیر 1387

دو فرشته مسافر در منزل خانواده ثروتمندی توقف کردند تا شب را در آن جا بگذرانند.

آن خانواده گستاخی کردند و اجازه ندادند فرشته ها شب را در مهمانخانه داخل عمارت بگذرانند .

بلکه به آنها فضای کوچکی از زیرزمین خانه را اختصاص دادند .

همانطور که فرشته ها مشغول آماده کردن بستر خود روی زمین سخت بودند ،

فرشته پیرتر سوراخی در دیوار دید و روی آن را پوشاند . فرشته جوانتر علت را پرسید

و او گفت : " چیزها همیشه آن طور نیستند که به نظر می رسند " .

شب بعد فرشته ها به خانه زوج کشاورزی بسیار فقیر ، اما مهمان نواز رفتند .

پس از صرف غذای مختصری که داشتند ،

آن زوج رختخواب خودشان را در اختیار فرشته ها قرار دادند ، تا شب را راحت بخوابند.

صبح روز بعد فرشته ها آن زن و شوهر را گریان دیدند .

تنها گاوشان ، که شیرش تنها ممر در آمدشان بود ، در مزرعه مرده بود .

فرشته جوان تر به خشم آمد و به فرشته پیرتر گفت : چه طور اجازه دادی چنین اتفاقی بیافتد ؟

مرد اولی همه چیز داشت ، با این حال تو کمکش کردی .

خانواده دومی چیزی نداشتند اما همان را هم با ما تقسیم کردند ، و با این حال تو گذاشتی گاوشان بمیرد .

فرشته پیرتر پاسخ داد : " چیزها همیشه آن طور نیستند که به نظر می رسند " .

" شبی که ما در زیر زمین آن عمارت بودیم متوجه شدم که در سوراخ دیوار طلا پنهان کرده بودند .

از آنجا که که صاحب خانه طماع و بخیل بود و مایل نبود ثروتش را با کسی شریک شود ،

من سوراخ را بستم و مهر کردم تا دستش به آن طلا نرسد " .

شب گذشته که در رختخواب آن کشاورز خوابیده بودیم ، فرشته مرگ به سراغ همسرش آمد .

من در ازا گاو را به او دادم.

چیزها همیشه آن طوری نیستند که به نظر می رسند.

هنگامیکه اوضاع ضاهرا بر وفق مراد نیست اگر ایمان داشته باشید ،

باید توکل کنید و بدانید که همواره هر چه پیش می آید به نفع شماست .

فقط ممکن است تا مدتها حکمتش را نفهمید...

 Comments