تبلیغات
 رآی  ما میر حسین
این -» چند -» نفر - الف نون قاف
سه شنبه 3 اردیبهشت 1387

معمولا سال چهارم برای روسای جمهور کشور آمد ندارد، هاشمی که در سال چهارم نصف وزارتخانه هایش ‏را از دست داد و خاتمی هم در سال چهارم همه روزنامه ها و هوادارانش زندان رفتند و شد شیر بی یال و دم ‏و اشکم. به نظرم می رسد احمدی نژاد هم دارد می افتد توی میکسر و معلوم نیست چه کسی دکمه قرمز را ‏فشار بدهد.‏...

معمولا سال چهارم برای روسای جمهور کشور آمد ندارد، هاشمی که در سال چهارم نصف وزارتخانه هایش ‏را از دست داد و خاتمی هم در سال چهارم همه روزنامه ها و هوادارانش زندان رفتند و شد شیر بی یال و دم ‏و اشکم. به نظرم می رسد احمدی نژاد هم دارد می افتد توی میکسر و معلوم نیست چه کسی دکمه قرمز را ‏فشار بدهد.‏

وزارت اقتصاد و دارایی که از فردا بدون وزیر می شود و هفتمین تغییر در دولت یکدست نهم اتفاق می افتد. ‏وزیر کار هم نامه اعتراضی به رئیس جمهور نوشت و علیه « بسته سیاستی بانک مرکزی» اعتراض کرد. ‏وزیر کشور هم سه روز مانده به انتخابات دارد غزل خداحافظی را می خواند و احتمالا هشتمین تغییر دولت ‏یکدست تغییر وزیر کشور خواهد بود. مسوول ثبت اسناد کشور هم که از طرف رئیس خودش متهم به فساد ‏شده است، نامه نوشت و از رئیس جمهور خواست مستندات خودش را در مورد وجود فساد در ثبت اسناد ارائه ‏کند. از طرفی احمدی نژاد به محسن رضایی اتهام زده که « پنج میلیارد دلار» درخواست رشوه کرده است. ‏لامروت معنی اعداد را هم نمی داند، پنج میلیارد دلار حداقل پنج برابر کل هزینه مصرفی سیگار سالانه کشور ‏است. از طرف دیگر امروز احمدی نژاد به حداد عادل نامه نوشت و او را متهم به نقض قانون اساسی کرد و ‏سووال کرد: « چگونه باید به تخلف شما رسیدگی شود؟» با این اوصاف و احوال من چندان نوری در ناصیه ‏رئیس جمهور نمی بینم. فکر می کنم یکی از این حالات برای او مفروض است.‏

اول: دولت می رود توی تونل وحشت و محافظه کاران تا چند ماه دیگر دولت را می خورند.‏

دوم: دولت نهم یک جنبش فاشیستی راه می اندازد و حتی رقبای محافظه کار و رهبری را هم می خورد.‏
سوم: احمدی نژاد یک سوژه درست می کند و آمریکا را می کشاند به جنگ و آمریکا کل حکومت و دولت و ‏کشور را می خورد.‏

چهارم: یک بحران نارضایتی و شورش ناشی از مشکلات اقتصادی کشور را فرامی گیرد و ملت دیوانه می ‏شوند و کشور برای ده پانزده سال به یک جور بی ادبانه ای از فنا می رود.‏
پنجم:..... خدا کند من اشتباه کرده باشم و هیچ کدام از حالات بالا اتفاق نیفتد، البته در پائین هم حالت مناسبی ‏وجود ندارد. بدبختی همین است.‏

 

چاپلوس تررررررین

البته که بقول " اودری هپبورن" در " بانوی زیبای من" ما از اوناش نیستیم که یه دفه از اون ور پشت بوم ‏بیفتیم پایین و همچین در مورد پور محمدی حرف بزنیم که انگاری پسرخاله ماست و عزا بگیریم که چرا داره ‏می ره، ایشاء الله زودتر بره و دیگه برنگرده، اما از اینها گذشته به مفهوم انتقاد و چاپلوسی در ایران دقت ‏کنید. بهترین راه برای رسیدن به مقامات عالی در ایران یک شاهراه مستقیم و سریع است: " تا می توانی ‏چاپلوسی کن." شنیده شد که محمدرضا رحیمی، متولد روستای سریش آباد شهر قروه برای جانشینی وزیر ‏کشور مطرح شده است. وی دو سال قبل در جریان دادن گزارش سفر خودش از سوریه گفت: « در سوریه ‏در شهر تاریخی بصرا که اسم آن را بعضا ممکن‏‎ ‎است نشنیده باشید، یکی از مسلمانان به من گفت که من ‏معتقدم اگر بنا بود بعد از‎ ‎پیامبر، پیامبری بیاید، آن احمدی‌نژاد بود و این ابراز احساسات برای ما افتخار‏‎ ‎بزرگی است. در حلب ما افتخار می‌کردیم؛ چرا که در این شهر وقتی راه می‌رفتیم همه به‎ ‎ما احترام ‏می‌گذاشتند و به برکت وجود شما، ما را مورد نوازش و احترام قرار می‌دادند‎ ‎و حتی در جاهایی ما را به چای ‏و بستنی دعوت می‌کردند و می‌گفتند دکتر احمدی‌نژاد‎ ‎رییس‌جمهور ماست. در این کشورها حال و هوای ‏دیگری حاکم بود‏‎.‎‏» و اکنون بیایید به این سووال پاسخ بدهیم که علت انتخاب رحیمی برای وزارت کشور ‏چیست؟

الف: توانایی ها و سابقه مدیریت وی که ربطی به ارادت وی به پیامبر جدید ندارد؟
ب: دیدگاههای سیاسی وی درباره اداره کشور بدون هیچ ارتباطی با پیامبر جدید؟
پ: آشنایی او با مسائل امنیتی و سیاسی کشور بدون در نظر گرفتن ارادت به پیامبر مذکور؟
ت: تحصیلات و دانش وی در مواردی که ربطی به پیامبر جدید ندارد؟
 

براندازی با گوجه فرنگی

گاهی اوقات کسی حرف نامربوطی می گوید، بعدا همان را اغراق می کنیم می شود طنز. گاهی اوقات طنزی ‏می گوئیم، مسوولان مملکت همان را تکرار می کنند و می شود حرف نامربوط. هفته قبل بشوخی نوشته بودم ‏که علت افزایش قیمت گوجه فرنگی این است که مفسدین اقتصادی همه پول شان را گوجه فرنگی خریدند و ‏احتکار کردند و قیمت گوجه فرنگی را بالا بردند. فکر می کنم کسی برای اینکه « مهدی کوچک زاده» نماینده ‏مجلس و عضو کمیسیون اعصاب و روان مجلس هفتم را سرکار بگذارد، برایش استدلال کرده که همین ‏موضوع علت افزایش قیمت گوجه فرنگی است. کوچک زاده دیروز در یک مناظره در دانشگاه گفت: « با این ‏پول ها چه کارها که نمی شود کرد، چندین میلیارد تن گوجه فرنگی می شود خرید و مملکت را با مشکل ‏مواجه کرد و سنگ اندازی کرد.» جهت اطلاع موارد زیر عرض می شود.‏

همه گوجه فرنگی بخورند: فرض می کنیم همه مردم ایران هر روز یک کیلو گوجه فرنگی بخورند، نوزادان ‏هم در این محاسبه منظور شده اند.‏

هفتاد و پنج میلیون نفر: فرض می کنیم که جمعیت ایران همان 75 میلیون نفر باشد و سیصد میلیون نفر نباشد، ‏یعنی مردم ایران روزی 75 میلیون کیلو گوجه فرنگی بخورند.‏

سالی 366 روز باشد: فرض هم می کنیم که یک سال نه 365 روز بلکه 366 روز باشد و بخاطر عذاب ‏بیشتر ما خداوند هر چهار سال حکومت احمدی نژاد را با ما سال کبیسه اعلام کرده باشد. در این حالت ‏‏27450000000 کیلوگرم مصرف سالانه گوجه فرنگی ایران خواهد بود. یعنی سالانه 27.5 هزار تن گوجه ‏فرنگی توسط مردم ایران مصرف می شود.‏

این 1005 روز: فرض کنیم که ملت گوجه فرنگی خور ایران در این 1005 روز که احمدی نژاد روی ‏صندلی ریاست جمهوری نشسته است( برای اطمینان تا پس فردا را محاسبه کردم) دقیقا روزی یک کیلو گوجه ‏فرنگی خورده باشند، با این حساب ملت ایران از روزی که احمدی نژاد سرکار آمده تا پس فردا 75 هزار تن ‏گوجه فرنگی مصرف کرده اند.‏

یک میلیارد تن گوجه فرنگی: اصولا ملت ایران برای اینکه با همین جمعیت یک میلیارد تن گوجه فرنگی ‏مصرف کنند، 37 سال طول می کشد. ‏

توضیح ضروری: درست است که مهدی کوچک زاده قاطی دارد و معمولا بدون دلیل به طرف مردم سنگ ‏پرتاب می کند و تا به حال چند بار در مجلس فحش ناموسی به مردم داده و در حال کتک زدن دیگران متوقف ‏شده است، ولی همین موجود از کشور هلند دکترای کشاورزی گرفته است. به نظر شما محاسبه مصرف گوجه ‏فرنگی کار سختی است؟‏

 

دعوای طلبگی با نعلین و دمپایی

همزمان با این واقعه محترم که رئیس جمهور و مجلس هفتم در حال بادبان کردن جوراب های سفید همدیگر( ‏که هیچ ربطی به رنگ شلوار و کفش شان ندارد و این را هر کودک فهیمی هم می فهمد.) هستند، مهدی ‏کوچک زاده گفت: « دعوای مجلس و دولت دعوای طلبگی است.» لاله افتخاری هم که اسمش شبیه شبیه ‏زنهای دستگیر شده و قیافه اش شبیه زنهای دستگیر کننده است، در یک اظهار نظر متفاوت اعلام کرد: « ‏اختلاف سلیقه دولت و مجلس مصداق یک دعوای طبلگی است.» مسوول کمیسیون امنیت ملی مجلس هم گفت: ‏‏« مجلس و دولت با هم اختلافی ندارند، این اختلافات همان اختلافات طلبگی است.» یک نماینده تهران هم ‏گفت: « دولت و مجلس گاهی توی سر هم می زنند، مثل طلبه ها که دعوا می کنند.» آگاهان توضیح دادند که ‏اصولا هماهنگی خیلی چیز مهمی است، بخصوص از نوع دعوای طلبگی.‏

 
گرانی هست، اما در عوض امنیت داریم

حداد عادل که توسط احمدی نژاد به نقض قانون متهم شده است، گفت « گرانی هست، اما در عوض امنیت ‏وجود دارد.» یکی دیگر از کارشناسان گفت: « درست است که امنیت نداریم، اما در عوض مردم ما متدین ‏هستند.» اما یک کارشناس مسائل دینی اظهار داشت: « اگر چه بسیاری از مردم مسائل دینی را رعایت نمی ‏کنند، اما خدا را شکر که استقلال داریم.» همزمان با همین اظهار نظر رئیس جمهور گفت: « مهم نیست ‏استقلال نداریم، عوضش من خوشگلم.» آگاهان نتیجه گیری کردند که ما هر چیزی نداشته باشیم در عوض ‏یک چیز دیگر نداریم که باید داشته باشیم.

« سید / ابراهیم / نبوی »

 Comments