تبلیغات
 رآی  ما میر حسین
این -» چند -» نفر - مرغ توکا تصمیم میگیرد!!
سه شنبه 9 بهمن 1386

توکای پیری ،تکه نانی پیدا کرد. آن را برداشت و به پرواز درآمد.پرندگان جوان این را که دیدند ،

به طرفش پریدند تا نان را از او بگیرند.

وقتی توکا متوجه شد که الان به او حمله می کنند ، نان را به دهان ماری انداخت و با خود فکر کرد:

«_وقتی کسی پیر میشود ، زندگی را طور دیگری میبیند .غذایم را از دست دادم ،درست است، اما فردا میتوانم تکه نان دیگری پیدا کنم .اما اگر اصرار میکردم که آن را نگه دارم، در وسط آسمان جنگی به پا میکردم.

پیروز این جنگ منفور میشد،دیگران خود را آماده میکردند تا با او بجنگند، نفرت قلب پرندگان را می انباشت

و این وضعیت می توانست مدت درازی ادامه پیدا کند.

فرزانگی پیری همین است ، آگاهی بر اینکه باید پیروزیهای فوری را فدای فتوحات پایدار کرد.»

..................

 Comments