تبلیغات
 رآی  ما میر حسین
این -» چند -» نفر - سر گیجه
شنبه 10 آذر 1386

سرگیجه

   1.امروز برای انجام کاری به قسمت حراست یک سازمان رفتم.راستش همیشه از قسمت حراست می ترسم چون شنیدم که اغلب بی هیچ دلیلی برات پاپوش درست میکنند.بهر حال وارد شدم .خانمی که اونجا بود بسیار محترم وصبورانه رفتار میکرد وتمام حس عذاب منو کم کرد .سوالها رو خیلی راحت وبدون اینکه خسته بشه با حوصله تمام جواب میداد .بهرحال حرف من این نبود فقط خواستم بگم که گاهی ما تصورات زشتی از چیزهایی که هیچی در موردشون نمیدونیم وصرفا براساس شنیده ها در ذهن خودمون میسازیم وبر اساس همونها هم قضاوت می کنیم که کار خوبی هم نیست. 

 

 

     2.یک فرم بهم دادن که جمله اول اینطوری شروع میشد:

اینجانب/اینجانبه....

تا جاییکه ذهن من یاری می کنه چنین کلمه ای رو نشنیده بودم وبازم تا جایی که سواد من قد میده؛اینجانب یک کلمه فارسیه و(ه)نشانه مونث بودن در زبان عربی.حالا این چه معجونی شده خدا می دانه(جل الخالق).فکر کنم تمام اساتید ادبیات از این همه نبوغ کارکنان این سازمان پس بیفتن.

 

    3.توی این فرم قرار بود سه تا ازدوستان نزدیکم رو به عنوان معرف برای تحقیق بنویسم(یکی نیست به اینا بگه آخه دوست من میاد از من بد میگه!!!!!!!!!!)از صدقه سر این گوشیهای موبایل(همون تلفن همراه) من تقریبا هیچ شماره ای رو حفظ نیستم.اومدم شماره دوستمو ببینم که دیدم ای دل غافل شماره پاک شده.خلاصه با کلی فکر کردن  هم یادم نیومد که

32 اول بود یا 20.منم دلو زدم به دریا واول20 رو نوشتم ولی برای اطمینان بیشتر همنجا بهش زنگ زدم که البته جواب نداد.خب دیگه مطمئن شدم که شماره  درسته.اخه دوستم از من حواس پرت تره وهمیشه تلفنش یک جا افتاده وصدای زنگو نمیشنونه.

خونه که رسیدم دیدم یک  نفر زنگ زد که :خانم شما با من تماس گرفتید؟

من:نه.من شما رو نمیشناسم؟

طرف مقابل:ولی با همین شماره به من زنگ زدن.

یکدفعه یادم اومد:ببخشید شماره شما چنده؟(شماره رو ندیده بودم)

طرف:32.....20

من:وااااااااااای خانم شرمنده من می خواستم با دوستم تماس گیرم که  شماره رو جابجا گرفتم.

طرف خندید:عیب نداره پیش میاد.

من:آخه مشکل اینه که من شماره شمارو به عنوان معرف نوشتم.

طرف از خنده غش کرد:عیب نداره اگر زنگ زدند من ازت تعریف می کنم.

 

     4.توی خونه  اومدم  چیزی بنویسم که دیدم خودکار آشنا نیست.یادم اومد  که  وقتی از خانمی که تو حراست نشسته بود خودکارشو برای امضا کردن

گرفتم ؛ اونو تو کیفم گذاشتم.(آخه یکی نیست بگه:یک خودکار ارزش داره که بخاطرش خودتو بدنام میکنی؟)

..................

حالا چکار کنم.اصلا دیگه احتیاج به تحقیق نیست یکسره رد میشم.شماره رو که اشتباه دادم در صورتیکه قید شده بود همه موارد رو بطور صحیح وبا درستی وصداقت بنویسید.بعد هم که خودکار خانمه رو(اونم کارمند حراست) رو دزدیدم.

 Comments